مرثیهای برای زایندهرود

افشین علا، شاعر کشورمان در سفری به اصفهان، شعرش را که ده سال پیش سروده بود، بازنشر کرد؛ او برای شرکت در جشنواره شعر و داستان «شعر من» به اصفهان رفته بود که با بازنشر شعر خود، به صف هنرمندان معترض به خشکی زایندهرود پیوست.
افشی علا می گوید، «مرثیه ای برای زاینده رود» را زمانی سرودم که برای نخستین بار جای خالی رود را در اصفهان زخمی دیدم و گریستم؛
«مرثیهای برای زایندهرود»
نصف جهان که سهل است! خواهم جهان نباشد / چون رودخانه، جاری در اصفهان نباشد
رفتهست از کف شهر، زایندهرود و خواهم / بی نقش نیلگونش "نقشجهان" نباشد
از اشک من بپرسید حال سی و سه پل را / وقتی ز چشمهایش آبی روان نباشد
خواجو نشسته در گل، از بزم شب چه حاصل؟ / غوغای رود و ساحل چون در میان نباشد
در چارباغ، حتی میلی به گز نماندهست / از رود چون نسیمی جاری در آن نباشد
آئینه چون نهان شد از سینهی صفاهان / دیگر چرا بیابان، هر سو عیان نباشد؟
در شهر، شرح این درد با دوستان چو گفتم / با من کسی ندیدم همداستان نباشد...